روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

457

شرح شطحيات ( فارسى )

نور حقّش نور و سراج منير خواهد ؛ « 1 » برافروخت او را از نور خويش . او را چراغى كرد از خود بخلق ، تا ايشان را از ظلمت عدم سوى نور قدم آورد « يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ . » * « 3 » ( 819 ) قال « 4 » : حسين در وصف سيّد گويد درين طاسين به عبارت اهل اشارت كه سراجى بود از نور غيب ؛ پيدا شد ، هم باز آنجا شد ؛ به همه سرجها متجاوز شد ؛ قمرش سيّد شد ، از ميان اقمار تجلّى كرد ؛ كوكب بود ، برجش « 7 » فلك « 6 » اهتزاز بود . حقّ او را « امّى » خواند « 8 » جمع همّتش را ، و « حرمى » خواند عظم نهمتش را . « مكّى » خواند تمكّنش را در قرب خود « 9 » . ( 820 ) قال « 10 » : بنگر كه سيّد را چون وصف كند . آنك چنين سخن گويد ، دعوى نبوّت كى كند ، چون اقرار آورد كه سيّد « ساد « 12 » على العالم و العالمين » ؟ آنچه گفت « چراغى بود از نور غيب » خداوند را غيبهاست ، « 13 » براى علم خود آفريد . نور سيّد - عليه

--> ( 1 ) نور حقش . . . خواهد SM : نوره سماه الحق نورا و سراجا منيرا A ( 3 ) يُخْرِجُهُمْ . . * : سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 258 و سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 18 ( 4 ) قال MA : فعل S ( 7 ) برجش : برخش SM برجه A ( 6 ) فلك SM : فى فلك A ( 8 ) او را امى خواند : او را مىخواند SM سماه الحق اميا A ( 9 ) در قرب خود : + قال ( S : فصل M ) بنگر كه سيد را - صلوات اللّه عليه - چون وصف كند آنك چنين سخن گويد دعوى نبوت كى كند ، چون اقرار آورد سيد و ساد ( S : كه سيد ساد M ) على العالم و العالمين ؟ آنچ گفت كه چراغى بود از نور غيب . . . تمكنش را در قرب خود SM ( تكرار ! ) ( 10 ) قال S : فصل M ( 12 ) كه سيد ساد M : سيد و ساد S ( 13 ) غيبهاست براى علم خود آفريد SM : غيوب خلقها لعلمه فيها A